گسترش تئوری های نوین فیزیک نشان داد پای تفکر کلاسیک نیوتنی، چوبین و غیرقابل تغییر است. همچنین با گسترش تئوری آشوب، بر اندام مکانیک کوانتومی که از اصول اصیل آن، اصل برهم نهی اجزاست، تزلزلی افتاد که مورد موافقت پاره ای از فیزیک دانان نبود. این تئوری نشان داد که با تئوری مکانیک کوانتومی و کامپیوترهای کوانتومی نمی توان برای طبیعت برنامه ریزی قطعی کرد. این مقاله قصد دارد پاسخی درخور برای پرسش مهم و اساسی «طبیعت از کدام راه (ها) می رود؟» بیابد. از این رو، ابتدا به طرح تفکر کلاسیک با عنوان نگرش استاتیکی افراطی پرداخته شده و پاره ای از اصول اصلی آن شرح داده شده است. در بخش های دیگر، نگرشی دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت که در مقابل نگرش استاتیکی افراطی قرار می گیرد. در نهایت، نگرش سوم به منظور یافتن راه های طبیعت مطرح می گردد. این نگرش که ذات طبیعت را در حرکت، تحول و تکامل می داند، می تواند در یافتن معانی دقیق نگرش سیستمی به پدیده های گوناگون یاری گر باشد.